پایان
این وبلاگ به وبسایت زیر منتقل شد:
نخستين امپراتورى بزرگ جهانى با پيامى انسانى
این وبلاگ به وبسایت زیر منتقل شد:
کمتر از دو روز تا 26 دیماه 1388 هجری خورشیدی برابر با 26 ژانویه 2010 میلادی و 30 محرمالحرام 1431 مانده. یعنی کمتر از دو روز مانده تا ورود منشور کورش به ایران و راه اندازی وبسایت ما! بله درست خواندید: وبسایت! البته وبسایت خالص که نه بلکه یک دو رگه است(وبلاگ-وبسایت)! بیش از این توضیح نمیدهم تا منتظر بمانید! حدس بزنید در [...] چه باید قرار گیرد: http://www.[...].ir
بنده به عنوان مدیر وبلاگ امپراتوری بزرگ هخامنشیان و از طرف تمام اعضای هیئت مدیرهی وبلاگ هرگونه اهانت را به ساحت مقدس حضرت امام خمینی(ره) را محکوم کرده و اعلام بیزاری مینماییم.
این وبلاگ تا تاریخ 26 دیماه 1388 برابر با 16 ژانویه ، روز ورود منشور حقوق بشر کورش بزرگ به ایران (به مدت چهار ماه) به جهت انجام مقدار قابل توجهی تغییرات و ارائه نسخه جدید تعطیل است.
هنگامی که زرتشت ، به دلیل عقاید خود از جانب قوم خود طرد شد ، آواره بیابانها و این شهر و آن شهر شد. یک شب سرد هنگامی که داشت به خاطر بیخوابی ، سرما و گرسنگی از بین میرفت ، متوجه نور ضعیفی شد. هنگامی که جلو رفت متوجه شد آن نور ، شعله آتش اصطبل اسبی است. با شادمانی نزد آن اسب رفت و بر بدن گرم آن اسب تکیه داد و خوابید. صبح که از خواب بیدار شد از شیر آن اسب نوشید و بدین ترتیب از مرگ حتمی نجات یافت.
این بود دلیل تقدیس اسب در نزد زرتشتیان ، به خصوص در نزد هخامنشیان که نخستین حکومت (رسمی) زرتشتی در ایران بودند.
توضیحات: این مطلب چندان سندیت علمی و باستانشناسی ندارد.
در واپسین سالهای سلطنت داریوش بزرگ ، در یونان شورشی برپا شد و داریوش برای سرکوب کردن آنها راهی یونان شد. سپاهیان دو طرف در محلی به نام "ماراتن" به یکدیگر رسیدند و نبرد شروع شد. سپاه ایرانی در شرایطی که تمام سربازان سپاه یونانی (به جز یک نفر) از بین رفته بودند ، با اقتدار پیروز شد. همان یک سرباز یونانی که از مهلکه جان سالم به در برده بود ، آن مسافت معروف تقریباً 42 کیلومتری را با پای پیاده به سمت آتن دوید و خبر حرکت قوای ایرانی را به آتنیها داد و مردم آتن خود را برای نبرد با ایرانیان آماده ساختند و به تلافی شکست ماراتن ، ضربه سختی به ارتش ایران وارد کردند و منجر به شکست داریوش بزرگ شدند. پس از مرگ داریوش بزرگ ، پسر و جانشینش خشایارشا شورش یونان را فرونشاند و جمعاً ، 30 کشور تحت تابعه امپراتوری بزرگ هخامنشیان شدند.
سوال: آیا متن فوق برعکس نوشتههای مورخان یونانی نیست؟

هفتم آبانماه روز نگارش نخستين اعلاميه حقوق بشر جهان توسط كورش بزرگ را به همه شما هموطنان عزيز در سراسر اين كره خاكى تبریک عرض مىكنم.
روزی که در آن یهودیان از یوغ اسارت بابلیان آزاد شدند و معابد تخریب شدهشان به دستور کورش بزرگ بازسازی شد و به خاطر همین از کورش به عنوان منجی یهودیان نام برده میشود.
جهت كسب اطلاعات بيشتر درباره اين منشور به پيوند روبرو مراجعه كنيد: منشور حقوق بشر كورش بزرگ
امروز اول مهر است ، روز بازگشایی مدارس ، روز تجدید دوستیها و یادآوری خاطرهها. اما امسال کمی با سالهای گذشته متفاوت است و به جای یک روز شاد و بهیادماندنی ، روز تلخی بود. امروز هر چند زادروز استاد محمدرضا شجریان است اما امروز روز عزای ملی موسیقی ایران به مناسبت درگذشت پرویز مشکاتیان است. باز هم همان نیش و کنایههای همیشگی را باید نثار مسئولان فرهنگ در کشور بکنیم که چرا برای پرویز مشکاتیان آن گونه که شایستهاش بود (چه پیش از مرگ و چه پس از مرگ) از وی تقدیر به عمل نیامد و برایش حتی به اندازه خالد اسلامبولی (یک فرد غیر ایرانی و عرب) ارزش قائل نشدیم... چرا؟. از شما مسئولان به عنوان یک ایرانی تقاضا دارم که لااقل برای سرورانی که در قید حیات هستند ارزشی قائل شوید (البته اگر نظر بنده برایتان مهم است).
این یکی شخصی است: من دبیر تاریخ سال گذشتهمان را بسیار دوست داشتم ؛ حیف که به دلایل سیاسی تنها دلخوشیام (که همان استاد عزیز تاریخم ، جناب آقای ابراهیم آرزو بود) را هم از دست دادم... .
روزی که میتوانست بهترین روز تحصیل من و امثال من باشد چقدر راحت به بدترین روز تبدیل شد... .
سلام. بالاخره تابستان هم تمام شد. چقدر زود گذشت! 93 روز به قول زن عمویم عین برق گذشت ، هیچی نفهمیدیم. هر چند تابستان 1388 خیلی زود تمام شد اما در عوض بهترین تابستان تمام عمرم بود! در این تابستان به آرزوی دیرینهام یعنی دیدار از موزه لوور ، طراحی قالب اختصاصی و... (ببخشید چون بقیه خصوصی هستند از گفتنشان معذورم!) رسیدم و تازه رکورد هم زدم! تعداد مطالب وبلاگ را به بالای 100 رساندم! بگذریم. همانطور که میدانید من امسال سوم دبیرستان میروم و امتحان نهایی داریم و بعد از آن هم پیشدانشگاهی و کنکور. پس دو سال سرنوشتساز را در پیش رو دارم. در طی این یک هفته گذشته از بسیاری از دوستان و اقوام درخواست کمک کردم تا ببینم اگر آنها شخصی را سراغ دارند که آشنا به تاریخ هخامنشیان و وبلاگ باشد ، وی را به عنوان نویسنده همکار دعوت به کار کنم تا در غیاب من وبلاگ را کماکان بهروز نگه دارد اما اقوام یا دوستان ما شخصی را سراغ نداشتند یا اگر میشناختند ، وی به نوعی درگیری داشت و نمیتوانست. به هر حال تصمیم بر آن شد تا طبق روال گذشته خودم هم مدیریت و نویسندگی وبلاگ را بر عهده داشته باشم اما به شکل محدود! یعنی این وبلاگ بهروز خواهد شد اما تنها ماهی یک بار یا نهایتاً دو الی سه بار. خودم هم هیچ تمایلی به این کار نداشتم اما حیف... . شما دوستان هم نگران نشوید ، درست است که من دیر به وبلاگ سر میزنم اما مدام نظرات ، ایمیلها و پیامهای شما دوستان در قسمت «تماس با مدیر» را چک میکنم و پاسخگو هم خواهم بود. قسمت «پیوندهای روزانه» هم با آخرین اخبار از هخامنشیان و خبرهای جالب از میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری بهروز خواهد بود.
در پایان درگذشت «پرویز مشکاتیان» عزیز را به جامعه هنری کشورمان تسلیت گفته و برای خانواده و نزدیکانش آرزوی صبر دارم.
تا پست بعدی ، خدانگهدار همه...
کمبوجیه دوم ، پسر ارشد کوروش بزرگ مبتلا به بیماریای بود که در آن روزگار به آن بیماری مقدس میگفتند. تا مدتها برای تاریخنگاران این بیماری مجهول الهویه بود (ببخشید از واژه عربی استفاده کردم ، چون معادل فارسیاش را نمیدانستم) تا این که چند سالی است با توجه به مطالعاتی که انجام گرفته پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که کمبوجیه مبتلا به بیماری صرع بوده. حتی جالب است بدانید که دو دلیل در انتخاب کمبوجیه به جانشینی پدر دخیل بوده ، یکی همانند دیگر شاهزادگان ، سن و سال وی بوده که از دیگر برادرش (بردیا) بزرگتر بوده و دومی مبتلا بودن کمبوجیه به بیماری مقدس بود که اگر کمبوجیه از بردیا هم کوچکتر بود باز به خاطر بیماری مقدس به شاهی انتخاب میشد.
نکته: تاکنون محققان به دلیل نامگذاری این بیماری به نتیجهای نرسیدهاند و هنوز یک علامت سوال بزرگ است.